شيخ ذبيح الله محلاتى

295

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

و اذكرن ما انعم رب العلى * من كشف مكروه و آفات فقد هدينا بعد كفر و قد * أنعشنا ربّ السماوات و سرن مع خير نساء الوري * تفدى بعمات و خالات يا بنت من فضله ذو العلى * بالوحى منه و الرسالات نصايح سودمند ام سلمه بعايشه و مخالفت او ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغهء ص 77 از جلد 2 از طبع مصر روايت كند كه عايشه هنگام حركت از مكه بجانب بصره به خدمت ام سلمه آمد و در آن‌وقت ام سلمه در مكه بود خواست او را فريب دهد و با خود همداستان نمايد در حرب با امير المؤمنين عرض كرد اى دختر ابى اميه تو بهترين زوجات رسول خدا و بزرگترين ايشانى و اول زنى از زوجات رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه بمدينه هجرت كرد تو بودي هرگاه هديه مىآوردند از خانهء تو بحجرات زوجات قسمت مىنمودند و بيشتر اوقات جبرئيل امين به سيد المرسلين در منزل تو نازل مىشد ام سلمه مىفرمود غرض تو از اين سخنان چيست عايشه گفت عبد اللّه بن زبير به من خبر داده است كه عثمان را توبه دادند و بعد از اينكه توبه كرده است او را در شهر حرام درحالىكه روزه بوده بقتل آوردند و اكنون من عازم شدم كه بجانب بصره سفر بنمايم و با من طلحه و زبير حركت مىنمايد و من دوست دارم كه تو هم با ما همداستان بشوى و با من بجانب بصره حركت بنمائى شايد خداوند متعال امر اين امت را بدست ما اصلاح بنمايد . ام سلمه از استماع اين سخنان آتش خشمش زبانه زدن گرفت و فرمود اى عايشه مىخواهى به اين حيله و مكر مرا فريب بدهى من ام سلمه باشم حبائل مكر تو در من كارگر نخواهد شد طرفة ماجرائى است كه ديروز مردم را بكشتن عثمان تحريص مىكردى و بدترين دشنامها به او مىدادى و او را جز بنام نعثل يهودى مخاطب نمىساختى و امروز براى او سنك به سينه مىزنى و در طلب خون او دست از آستين بيرون كشيدى مىخواهى با نفس رسول و زوج بتول دق باب محاربت بنمائى و فتنهء خاموش شده را روشن بنمائى با اينكه منزلت على را در نزد خدا و رسول كاملا مطلع هستى اگر تو